شهید محمدعلی رجایی، دومین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران، در واپسین سالهای عمر خود، زندگینامهای صادقانه و پرجزئیات از مسیر پر فراز و نشیب زیست سیاسی و اجتماعیاش ارائه کرده است؛ روایتی که از تولد در خانوادهای مذهبی تا رسیدن به عالیترین مقام اجرایی کشور را در بر میگیرد و تصویری روشن از یک مبارز متعهد و خدمتگزار ترسیم میکند.
رجایی در سال ۱۳۱۲ در شهر قزوین چشم به جهان گشود. پدرش پیشهور بود و در بازار مغازه خرازی داشت. اما زندگی کودکانهاش با فقدان پدر در چهار سالگی دگرگون شد و بار مسئولیت خانواده بر دوش مادر و برادر نوجوانش افتاد. او تحصیلات ابتدایی را در قزوین به پایان رساند و سپس برای کار و تأمین معاش، وارد بازار شد و شاگردی در مغازه داییاش را آغاز کرد.
در سن ۱۴ سالگی، رجایی به تهران مهاجرت کرد و مدتی در بازار آهنفروشان شاگردی کرد. سپس به دستفروشی روی آورد و در تیمچه حاجبالدوله مشغول شد. با جمعآوری بساط دستفروشان توسط حکومت وقت، او به نیروی هوایی ارتش پیوست و با مدرک ششم ابتدایی، به عنوان گروهبان استخدام شد.

در همین دوران، رجایی با فدائیان اسلام آشنا شد و تحت تأثیر شعارهای اسلامی آنان، مسیر مبارزاتی خود را آغاز کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، از نیروی هوایی تصفیه شد و به نیروی زمینی منتقل گردید. در این دوره، ارتباط نزدیکی با آیتالله طالقانی برقرار کرد و به مدت ۲۷ سال، از جلسات مذهبی و فکری ایشان بهرهمند شد.
رجایی در دهه ۴۰ به نهضت آزادی پیوست و در دبیرستان کمال به تدریس پرداخت. در اردیبهشت ۱۳۴۲ توسط ساواک دستگیر شد و ۵۰ روز را در زندان قزوین گذراند. پس از آزادی، به همراه شهید باهنر و آقای فارسی، فعالیتهای سیاسی خود را در قالب هیأت مؤتلفه اسلامی ادامه داد و بعدها در تأسیس بنیاد رفاه و تعاون اسلامی نقش داشت.
در سال ۱۳۵۳، بار دیگر توسط ساواک بازداشت شد و تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی قرار گرفت. او ۱۴ ماه را در زندان گذراند و در این دوران، با تکیه بر ایمان و ذکر آیات قرآن، مقاومت کرد. رجایی در خاطرات خود از روزی یاد میکند که در ماه رمضان، در حال روزهداری، شکنجه میشد و آن را یکی از روزهای شیرین زندگیاش میدانست.
پس از آزادی در سال ۱۳۵۷، به فعالیت در انجمن اسلامی معلمان پرداخت و با پیروزی انقلاب اسلامی، در مدرسه رفاه و کمیته استقبال امام نقشآفرینی کرد. سپس به عنوان مشاور وزیر آموزش و پرورش وارد دولت شد و پس از استعفای وزیر، خود مسئولیت وزارت را بر عهده گرفت.
با آغاز فعالیتهای مجلس شورای اسلامی، رجایی به پیشنهاد آیتالله هاشمی رفسنجانی، نامزد نمایندگی شد و به مجلس راه یافت. پس از آن، با رأی اعتماد مجلس، به نخستوزیری رسید و این مسئولیت را به عنوان تکلیف شرعی پذیرفت. او کابینه خود را “کابینه ۳۶ میلیونی” مینامید و خود را خدمتگزار ملت میدانست.
در انتخابات ریاستجمهوری، رجایی با حمایت گسترده مردم و آرای میلیونی، به عنوان دومین رئیسجمهور ایران انتخاب شد. اما تنها ۲۸ روز پس از آغاز ریاستجمهوری، در هشتم شهریور ۱۳۶۰، در انفجار دفتر نخستوزیری به دست منافقان، به همراه یار دیرینش شهید محمدجواد باهنر، به شهادت رسید.
زندگی شهید رجایی، نمونهای از تعهد، مبارزه، خدمت و ایثار در راه آرمانهای اسلامی و انقلابی بود. او از بازار و دستفروشی تا ریاستجمهوری، مسیر دشواری را با ایمان و صداقت پیمود و نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه ساخت.