مهدی حسینینیا، بازیگر نقش «بهادر» در سریال تاریخی «شکارگاه»، تجربه خود از نزدیک شدن به فضای قرنهای گذشته و سختی حفظ وفاداری به متن را تشریح کرد. او ضمن توضیح شیوه تحقیقات تاریخی و همکاری با کارگردان، تفاوتهای اساسی روایتگری در تلویزیون و نمایش خانگی را نیز برشمرد.
در نقش «بهادر»؛ باغبانی ساده با رمز و راز حسینینیا میگوید شخصیت بهادر بهخاطر سادگی ظاهری و در عین حال عمق روانکاوانهاش، درک متفاوتی میطلبید. او توضیح داد: «بهادر نه از طبقه اشراف بود و نه شخصیت پیچیدهای داشت؛ یک باغبان معمولی با شیفتگی در حفظ عمارت. همین ویژگی اجازه میداد جزئیات پرزرقوبرق تشریفات دربار را کنار بگذارم و بر احساس واقعیاش متمرکز شوم.»
تحقیق برای تقابل با ذهنیت امروزی روایت «شکارگاه» اگرچه در بستری تاریخی جریان دارد، اما مفاهیم آن—مانند وفاداری، قدرت و عدالت—هنوز برای نسل امروز ملموس است. حسینینیا میگوید قبل از آغاز تصویربرداری بارها آثار سینمایی و تلویزیونی آن دوره را مرور کرده و جلسات متعددی با نیما جاویدی، کارگردان و نویسنده سریال، داشته است. بهگفته او، در غیاب شاهدان عینی نسل گذشته، بیشترین رجوع به منابع مکتوب و فیلمهای آرشیوی بوده است.

پایبندی دقیق به متن یکی از بزرگترین چالشها برای حسینینیا، حفظ دقیق دیالوگهای کتابی و پراشارات «شکارگاه» بود. او میگوید: «در دنیای امروز ما به زبان محاورهای عادت کردهایم و واژههای کلاسیک را کمبهکم فراموش میکنیم. اما در این پروژه هر «واو» و هر ترکیب زبانی باید بدون کموکاست ادا میشد؛ همین موضوع نیروی تازهای به بازی داد اما مراقبت بیشتری میطلبید.»
تلویزیون در مقابل نمایش خانگی حسینینیا با نگاهی انتقادی به تلویزیون ملی ایران میگوید: «تلویزیون مستقل از محدودیتهای ساختاری و ممیزیهای ریزودرشت، کمتر توانسته قصههای نزدیک به زندگی مردم بسازد. در مقابل، نمایش خانگی و پلتفرمهای آنلاین این فضا را ایجاد کردهاند که داستانها مستقیماً با دغدغهها و پرسشهای امروز مخاطب گره بخورد. همین عامل موجب اقبال بیشتر سریالهایی مانند «شکارگاه» و «یاغی» در سالهای اخیر شده است.»
افقی بهسوی روایتهای تأثیرگذار این بازیگر سینما و تئاتر معتقد است آینده روایتهای تصویری در ایران بهسوی آثاری میرود که بتوانند تعادل میان اصالت تاریخی و پرسشهای معاصر را برقرار کنند. به گفته او، ترکیب پژوهشهای دقیق تاریخی با زبان تصویری روز میتواند تلویزیون را به رقیبی جدی برای نمایش خانگی تبدیل کند و دوباره تأثیرگذاری بر مخاطب را به دست آورد.
در پایان، حسینینیا از فرصت کار با نیما جاویدی و همبازی شدن با تیم حرفهای «شکارگاه» بهعنوان نقطهعطفی در کارنامهاش یاد کرد و گفت: «تجربه همکاری با کارگردانی که خود نویسنده متن است و حساسیت ویژهای بر جزییات دارد، مسیر تازهای در ذهن من گشود؛ مسیری که امیدوارم در پروژههای بعدی نیز ادامه یابد.»